مؤلف مجهول
46
شرح قصيده برده ( فارسي )
3 [ در مدح پيامبر ] [ بيت 29 ] 29 ظلمت سنّة من أحيا الظّلام الى * أن اشتكت قدماه الضّرّ من ورم ظلم كردم و ترك كردم سنت آن كس را كه بيدار داشته است شبهاى تاريك را تا آنكه رنجور شد قدمهاى مباركش از آسيب ورم . « 16 » يعنى : من ظلم كردهام بر نفس خويش و ترك كردهام سنت آن كس را كه بيدار داشته است شبهاى تاريك را ، تا آن زمان كه قدمهاى مباركش از بس كه تا روز بر يك قدم ايستاده است مضرّت و ورم بدان ظاهر شد ، و چون كفّار ازين واقف شدند نسبت شقاوت
--> ( 16 ) . ش : « تا خشكى شد قدمهاى او به سختى از آماس » .